بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان همگی به عنوان یک انسان از فاجعه ی زلزله تبریز و شهر های اطراف
ناراحت و غمگینیم .
تو وب بعضی از دوستان هم که میریم خب میبینیم احساس هم دردی میکنن
خدا وکیلی حتی اون کسی که دین هم نداره این عکس ها و تصویر رو ببینه
خود به خود دلش میگیره فقط میتونیم بگیم خدایا برای بیماران شفا عنایت کن
و برای بازمانده هاشون صبر و شکیبائی بده . جان باختگان را غریق رحمتت قرار بده
دوستان زلزله بعدی کیه ؟؟؟
کجا اتفاق میافته ؟؟؟
ما همیشه این اتفاقها رو برای دیگران میبینیم هیچ وقت نشده برای خودمون
همچین چیزهای پیش بینی کنیم .
ما نمیدونیم که مرگ کی برای ما هست . کی از در میاد تو .
هیچ وقت نشده تو خودمون زلزله درست کنیم که :
هر کسی بگه بالای چشمت ابرو هست بهمون برمیخوره . یکی ایرادمون رو بگه ،
یکی داد بزنه سرمون ، با پدر یه رفتاری داریم ، با مادر یه رفتاری ، با اعضای
خانواده همینطور ، هر کاری که دوست داشته باشیم میکنیم ، با دوستانمون
یه برخوردی ، از همه دلگیر میشیم و ناراحت که دیگه هیچ وقت نمیخوایم
اون شخص رو ببینیم .
وقتی میخوای بری یه سفر زیارتی چون میخوای ریاکاری کنیم میریم که
مثلا حلالت بطلبیم
در صورتی که ما حتی نمیدونیم مرگ امان میده که به زیارت بریم تا حلالت بگیریم .
هر روز کینه هامون بیشتر میشه ، هر روز حسادتمون بیشتر ، هر روز
بی احترامی مون بیشتر ، همیشه خودمون رو برتر از دیگری میدونیم ،
وقتی که کسی از دنیا رفت تازه شروع میکنیم
تو سر و صورت خودمون زدن
میگیم ای فلان و ای بهمان
ای منو حلال کن و .........
دوستان دنیا همینه که میگن واقعا این حرفها ، حرفهای کلیشه ایی
عادت کردیم به واقعیات زندگی بگیم کلیشه !!!!!!
اتفاق رو برای همسایه بدونیم نه برای خودمون !!!!!
کجا داریم میریم با سرعت نور خدا عالمه
یا علی در پناه حق
نظرات شما عزیزان:
مینو مجد 
ساعت10:49---31 مرداد 1391
سلام وب سایت جالبی دارین همواره پایدار باشید. خوشحال میشم به من هم سر بزنید.
راضیه تنها 
ساعت0:58---31 مرداد 1391
مــی دانـــی اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم
برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !!
شــایـــــد آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ..
saghi 
ساعت17:33---30 مرداد 1391
گفتم : کبوتر ِ بوسه!
گفتی : پَر!
گفتم : گنجشک ِ آن همه آسودگی!
گفتی : پَر!
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان!
گفتی : پَر!
گفتم : التماس ِ علاقه،
بیتابی ِ ترانه،
بیداری ِ بی حساب!
نگاهم کردی!
نه انگشتت از زمین ِ زندگی ام بلند شد،
نه واژه «پر» از بام ِ لبان ِ تو پر کشید!
سکوت کردی که چشمه ی شبنم،
از شنزار ِ انتظار من بجوشد!
عاشقم کردی! همبازی ِ ناماندگار ِ این همه گریه!
و آخرین نگاه تو،
هنوز در درگاه ِ گریه های من ایستاده است!
حالا - بدون ِ تو!-
رو به روی آینه می ایستم!
می گویم: زنبور ِ گزنده ی این همه انتظار،
کلاغ ِ سق سیاه این همه غصه!
و کسی در جواب ِ گفته های من «پر!» نمی گوید!
تکرار ِ آن بازی،
بدون ِ دست و صدای تو ممکن نیست!
پس به پیوست تمام ِ ترانه های قدیمی،
باز هم می نویسم:
برگرد!
دنیا 
ساعت14:50---30 مرداد 1391
سلام دوست عزیزم,مطلبتون مثل همیشه زیبا و قابل تامل بود.عیدتون هم مبارک و طاعاتتون مقبول درگاه حق.به لطف دوستان هکر مجبور به حذف وبلاگ قبلیم شدم,آدرس جدید رو براتون گذاشتم
٠•●مــــــــــن و تنهـــــــــایی●•٠ 
ساعت8:26---30 مرداد 1391
سلامتی مادر
که وقتی غذا سر سفره کم بیاد
اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه
هانیه 
ساعت19:10---29 مرداد 1391
رز 
ساعت3:27---29 مرداد 1391
حلول ماه عید و شادی مسلمین است
پایان ماه روزه، برای صائمین است
نشاط و افتخار و شادی و سربلندی
از محک الهی برای مؤمنین است . . .
طاعات قبول*عیدتان مبارک
راضیه تنها 
ساعت1:12---29 مرداد 1391
رمضان آمد و روان بگذشت
بود ماهی به یک زمان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود
این معانی از آن بیان بگذشت . . .
عید فطر بر شما مبارک
kiki 
ساعت11:17---28 مرداد 1391
میدانی،یک وقتهایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشت شیشه افکارت
فروزنده غیاثی 
ساعت9:06---28 مرداد 1391
سلام قاصدک مهربان
هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
ما به چمن می رویم عزم تماشا کراست
نوبت خانه گذشت ، نوبت بستان رسید
صبح سعادت دمید وقت وصال و لقاست
طبل وفا کوفتند ، راه سما روفتند
عیش شما نقد شد نسیه ی فدا کجاست
ای خنک آنرا که او ، رست از این رنگ و بو
زآنکه جز این رنگ و بو در دل و جان رنگهاست
سومی ها 
ساعت1:46---28 مرداد 1391
خدایا کمک کن چترِ گناه را در بارانِ رحمتِ رمضان و غیر رمضانت بسته نگه داریم ...
آری ؛ چترها را باید بست ، زیر باران باید رفت ...
shahab 
ساعت15:54---27 مرداد 1391
salam mer30 vebetam mesl khodet ghashange
دخترک 
ساعت14:51---27 مرداد 1391
هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است
فروزنده غیاثی 
ساعت9:32---27 مرداد 1391
سلام قاصدک مهربان
آمـــدیــم از سفــــر دور و دراز رمضان
پـی نبـــــردیـم به زیبـــایی راز رمضان
علی اکبر 
ساعت7:32---27 مرداد 1391
سلام خداوند به بازماندگان زلزله اخیر صبر جمیل عطا فرماید.آمین
ممنون از حضورتون در وبلاگ معلم روستا.
یاحق معلم روستا
saghi 
ساعت21:34---26 مرداد 1391
چکاوک
کجای این جنگل شب پنهان شدی؟خورشیدکم!
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی ، چکاوکم؟
چرا به من شک می کنی، من که منم برای تو؟
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو...
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو؟
پشت کدوم بهونه باز پنهون کنم هق هقمو..؟
گریه نمی کنم، نرو،بغض نمی کنم بشین،
حرف نمی زنم، بمون،اه نمی کشم، ببین...
سفر نکن خورشیدکم، ترک نکن منو نرو،
نبودنت مرگ منه، راهی این سفر نشو..
نذار که عشق من و تو ، اینجا به اخر برسه،
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه..
نوازشم کن و ببین ، عشق می ریزه از صدام،
صدام کن و ببین که باز ، غنچه می دن ترانه هام...
اگر چه من به چشم تو ،کمم، قدیمی ام،گمم
اتش فشان عشقمو...،دریای پر تلاطمم..
گریه نمی کنم نرو، بغض نمی کنم، ببین
حرف نمیزنم، بمون، اه نمی کشم، ببین...
"ایرج جنتی عطایی"
saghi 
ساعت21:33---26 مرداد 1391
آذرآبادگان من مگربی تومیشود زمزمه ی ارس شنید
مگربی تو میشودبه معنای وطن رسید
آن که دلش میزند نبض جدایی در باد
آن که دلش میزند نبض جدایی در باد
با او سخن میگویم تا نگه دارد به یاد
آذر آبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است....
از اعماق قلبمم درد میکشم....
عاطفه 
ساعت16:38---26 مرداد 1391
نیاز زلزله زدگان به گروههای خونی مختلف
سازمان انتقال خون آذربایجان شرقی با انتشار اطلاعیه ای از عموم هموطنان شریف، مؤمن و ایثارگر خواست تا با اهدای خون خود به یاری زلزله زدگان آذربایجان شرقی بشتابند.
عاطفه 
ساعت16:25---26 مرداد 1391
به عکس کوچک تو خیرهام، شکسته کوچک!
چقدر دل که در این لحظهها برات شکستند
نرفته دست و دل من مگر به از تو نوشتن
از آن شب آن شب تیره که دستهات شکستند
عاطفه 
ساعت16:04---26 مرداد 1391
غم بزرگیه
واقعا درد آوره
از صمیم قلب براشون از خدا صبر میخوام
و این مصیبت عظیم رو به تمام ایرانی ها خصوصا آذریها تسلیت عرض میکنم
روح تمام رفتگانشان شاد....
شب های سکوت 
ساعت15:45---26 مرداد 1391
خدایا برای بیماران شفا عنایت کن
و برای بازمانده هاشون صبر و شکیبائی بده ...
آمین
حرفاتون متین اما ای کاش به واقع همه ما این حرف هارو آویزه گوششون بکنیم و همیشه به یاد داشته باشیم ... نه اینکه با بستن این پست از یادمون بره !!!
با سپاس از حضور همیشگیتون
شبنم 
ساعت13:42---26 مرداد 1391
درسته.
تارا 
ساعت5:20---26 مرداد 1391
نگو که هنوز هم عکس اون بچه های کوچیک زیر آوار جلوی چشمامه واقعا سخته سخت
little pianist 
ساعت3:52---26 مرداد 1391
گار روزی دیگر فرا رسیده است.
اگر چشم هایت گشوده شده اند
و اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی
بدان که خداوند...
هنوز عاشق توست!!!
سومی ها 
ساعت1:21---26 مرداد 1391
ارزش دوست برایم به قدری است که
پلی برای عبورش شوم
حتی اگر
لحظه ای به زیر پایش نگاه نکند[گل]
hooriyeh 
ساعت1:02---26 مرداد 1391
گاهى اوقات مجبوريم بپذيريم كه ,
برخى از آدمها فقط ميتوانند در قلبمان بمانند ,
نه در زندگيمان .. ....
سعاد 
ساعت20:52---25 مرداد 1391
سلام دوست عزیز.واقعا با هیچ کلمه ای نمیشه این همه درد و توصیف کرد.آخ که چه تلخ و جانکاه این مصیبت.فقط میشه گفت خدایا صبوری بده صبوری.با تمام گفته هاتون موافقم آدمیزاد و ای کاش گفتنهای پر از حسرتش
فرانک 
ساعت19:11---25 مرداد 1391
انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید»
درگذشت هموطنان گرامی را به ملت ایران زمین تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .
راضیه تنها 
ساعت18:30---25 مرداد 1391
بود محـال ترا داشتن امید محال *** به عالمی كه نباشد هگرز بر یك حال
از آن زمان كه جهان بود حال زینسان *** جهان بگردد لیكن مگر نگرددش احوال
دگر شوی تو ولیكن همان بود شب و روز *** دگر شوی تو ولیكن همان بود مه و سال
نبود شهر در آفاق خوشتر از تبریز *** به ایمنی و به مال و به نیكوی و جمال
در او به كام دل خویش هر كسی مسئول *** امیر و بنده و سالار و فاضل و مفصال
به نیم چندان كز دل كسی بر آرد قیل *** به نیم چندان كز لب تنی برآرد قال
خدا به مردم تبریز بر فكنده فنا *** فلك به مردم تبریز بر گماشت زوال
فراز گشت نشیب و نشیب گشت فراز *** رمال گشت جبال و جبال گشت رمال
دریده گشت زمین و خمیده گشت نبات *** دمنده گشت بحار و رونده گشت جبال
كسی كه رسته شداز مویه گشته بود چو موی *** كسی كه جسته شد ، از ناله گشته بود چو نال
یكی نبود كه گوید به دیگری كه مموی *** یكی نبود كه گوید به دیگری كه منال ....
راضیه تنها 
ساعت18:29---25 مرداد 1391
سلام دوست عزیز ممنونم از این پیامت
من واقعا هم شرمنده هستم و هم متاسفم که نفس میکشم و این جور ادماهارو از نوع خودم میبینم که این طور داغ دیده و در عزا هستن .... فقط میتونم بگم خدا به همشون صبر بده
زهره 
ساعت15:30---25 مرداد 1391
در شيريني بوسه غرق بوديم که ناگهان شوري اشک را بر لبانم احساس کردم و فهميدم که اين بوسه ي جداييست
فروزنده غیاثی 
ساعت15:20---25 مرداد 1391
سلام بر برادر خوبم
سهم من غیر از کمک مالی «که کمترین است » دین صحنه هاییست که فکر میکنم اگه قبلا نظارتی در کار بود چنین نمیشد .
سهم من اشکی ست که بریزم ،آهی ست که بکشم ،اگه صاحب قلمم به بهترین شکل به تصویر کشم ،اگه شاعرم مرثیه بسرایم
و .........دیگه چه میتونم بکنم؟؟ چند روزه قتل عام مردم میانمار رو دیدم . تاسف خوردم و از خدا مرگ طلب کردم . کشتن بیگناهان در بوسنی ،گورهای دسته جمعی شهیدانمان و..... غیر از اینکه بگم :
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار
دخترک 
ساعت15:14---25 مرداد 1391
سلام
منم تسلیت عرض میکنم این ممصیبت وارد شده را خدمت ایرانیان خصوصا آذریها
شاد بودن به این معنا نیست که همه چیز کامل است
این بدان معنی است که شما تصمیم بر رفع موانع دارید . . .
مهدی 
ساعت11:32---25 مرداد 1391
سلام ممنونم اومدی خیلی ممنون از این اپت ک باعث شدی تا در غم عزیزانمون شریک شیم هر چند من جز طلب مغفرت از خدا نمیتونم هیچ کاری کنم